تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( منصور خورشیدی )
پیچک ( منصور خورشیدی )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 14 تير 1396 توسط سیدمجتبی محمدی

خلاصه ی تمام آسمان 
**
نبض بی قرار
تاریخ تن را
روی سکونت انگشت 
تفسیر می کند
آن گاه پرندگان بی جفت 
در فصل عقربه 
سیاه سمت مدار می چرخند
اینک جنب علف های بی تاب
ورق می خورد 
خلاصه ی تمام کهکشان
در چشم پرندگان


منصور خورشیدی

 

اسطوره ی تماشا 
**
روي ثانيه ها
تاب مي خورد
گلدسته هاي گيسو
در گونه هاي مقدس
وقتي تمام تن
در نگاه تو سقوط مي كند
اين جا و هر جا
در چشم پرندگان مهاجر 
شكل آب مي شوم

 

منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -12, | بازديد : 16

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 فروردين 1396 توسط سیدمجتبی محمدی

تمنای موج‌های جهنده
**
اندکی آسمان زیر باران
اندوه آفتاب را شماره می‌کند
کنار صدف‌های خاکستری
مروارید درشت دریا
که زخم الماس در سینه دارد
به تمنای موج‌های جهنده
تن نمی‌دهد
تا گردنبندی از بلور
نثار تندیس‌ها کند
همین دقیقه
که زخم کهن‌ترین ِ درد
در ذهن تو ورق می‌خورد
شکوه ساده‌ای دارد
دلتای روشن این نقشه
که تنگ در آغوش آب
به سراب طعنه می‌زند

***

زمزمه‌ی آب
**
اینک که قطره‌های حیات
در سرخی رگان تو
پرتاب می‌شود
دل به تبسم ساده می‌سپاری
جنب نیلوفرانی که
با زمزمه‌ی آب
از خواب برخاسته‌اند

***

دیوانه عشق را
عصر سیاه زمستان
وقتی تمام خیابان
با اوست
به دوست می‌دهد!
نیمرخ
به سایه‌ی ماه دارد
این مرد رایگان
با آسمان خالی از ستاره
که سراسیمه می‌رود
پشت پرسه‌های مدام.


منصور خورشیدی 

http://www.aghalliat.com/

ادبیات اقلیت / ۱۴ فروردین ۱۳۹۶

برداشت مطلب از این صفحه 

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -12, | بازديد : 40

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 8 فروردين 1396 توسط سیدمجتبی محمدی


 طرح ساده‌ی یک گل
با جلوه‌های جدید
لبخند دشت را
سپس ِ زمستان مست
می‌شکند

تا هوش علف
در صدای باد
بهار دوباره
میان چشم‌ها بنشاند 
***

 به عصمت آینه‌ها سوگند 
که شکوفه‌های خسته
بلوغ خود را
در چشم‌های بسته
می‌جویند

این جا میان دشت
در خیال گل
سقوط می‌کند
تنهایی عظیم برگ و
بهار خفته
در آغوش آسمان
***

 حیرت دشت
به امضای آب
معنا می‌شود
در جشن قطره‌ها

 

منصور خورشیدی

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -12, | بازديد : 46

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 فروردين 1396 توسط سیدمجتبی محمدی



 با چشم مار در کمین
زخمه از آسمان
می‌زند
سیاه خفته
در اندوه خاک

نبض آب را
بگیر
مرا میان آینه
تکثیر کن
زیرا، نفس یوسف
در من می‌روید.

***
 این جا
شبنم شبانه
متن کبود خاک را
در بستر بهار
دیوانه می‌کند

وقتی شکوفه‌ها
روی خرمن ماه
خیمه می‌زنند.

***
 شب همیشه
دهان گشوده به باران
سکوت سایه
سپیدار می‌شود در آب

مرور مرگ اگرم بود
هوای حا دثه بی جا
کناردست تو
آویز می‌شود تن‌ها

***
 به حس ریشه و
آشوب برگ‌ها سوگند
کمی پرنده و
تصویر دست و
اندکی پرواز 
برای من کافی است 

 

منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -12, | بازديد : 56

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 6 فروردين 1396 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 


خیالم را آسان 
کنار تنهایی ام 
تکه تکه می کنم 
سهمی به تو می دهم 
آن سان که سهمی از تو می گیرم 
برای شعری 
که هنوز نگفته ام

منصور خورشیدی

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -12, | بازديد : 194

نوشته شده در تاريخ شنبه 28 اسفند 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


بهار همیشه را
به دعوت یک گل می بری

هنگام که تشنه می آیی
از معبد شکوفه های نارس

با ذهنی سر ریز از نور و نوازش

 ***

می دانی که مرگ
روی پلک های تو
خانه می کند

وقتی هوا مثل ماه
در فضا می چرخد

***

با تپش ساده ی قلبت
نبض تمام آینه بیدار می شود

اینک که تصویر تو
تازه تر از تمام گل
و رستنی های دنیاست

**

دریا روایتی دارد
روی خط نگاه تو

تانگاه می کنم
به امتداد چشم

وآرامش طولی آب


 منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -12, | بازديد : 70

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 26 اسفند 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


به لمحه ای از شکوه می ما ند
 رستن حضورش
هنگامه ی عبور

از فصل اول تاجریزی خاکستر

***

صبح جنوبی ام این جا
با پلک های خسته
راه می گشاید

از ناف آسمان دوم
در حرمت گیاهی دستانم

***

روح خاکستری ام
میان تن آبی اَش

پرواز می کند  در فراز

و آن دور تر در  فرود
چیزی از پلک سوم او

 می افتد
در حلاوت نگاه من

***

می نشانم اَش به پهلویم
در همهمه سوی چهارم

میان بلوغ پیشاتی
وقتی نفس از گیاه می گیرد

 

منصور خورشیدی 

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -12, | بازديد : 64

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 22 اسفند 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

رویش خورشید در نگاه 

**
پشت باد های سرگردان
جان در بیابان نهاده اند
درختان تازه سال
که از دل ریشه ها 
بر خاسته اند و 
خواسته اند که پل شوند 
گران و راست
تا پنجره ها را میان نسیم و نور 
مثل رهگذران در عبور 
نوازش کنند

 


منصور خورشیدی
از مجموعه شعر : تاجریزی خاکستر



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -11, | بازديد : 45

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 16 اسفند 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


وقتی ستاره‌های تو
گذر از آسمان می‌کند
تمام اندوه من
در هم می‌ریزد
شبی که شکوه ناب
و منشور عاشقانه‌ی
علف با آب
در کوچه‌های گیج 
می‌رقصد

 


منصور خورشیدی

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -11, | بازديد : 61

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 15 اسفند 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


کدام فصل سال 
التهاب شاخه ها
روی شاخ گوزن 
پرچم می شود
بهار برگ 
در خلوت کدام فصل 
سینه به خاک می سپارد
کدام سمت نگاه 
بی بهره از تماشا 
با سرعت ثانیه 
عطر پیچک محال را 
پشت بال پروانه ها منتشر می کند

 

منصور خورشیدی

**


یهودای کدام سلسله 
در رگان تو می جنبد 
که معجزه ی رسولان عهد عتیق
در کتاب های مقدس 
شکل زیتون می روید
هوا در محاصره ی پرنده ها است 
هر جا کبوتران صلح 
روی تپه های بلند می نشینند 
چندین سرو تازه سال
از بلندای آسمان 
سقوط می کنند 
روی بال پرندگان در گریز

 

منصور خورشیدی

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -11, | بازديد : 47

نوشته شده در تاريخ جمعه 13 اسفند 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


می‌ترسم 
باران ببارد و
پنج کودک نشسته 
در آستانه‌ی در گاه 
هیبت هوا را 
با شانه‌های شکسته 
روی نقشه‌ی بی نام 
امضا کنند

**


می‌ترسم 
کلمات کوچک 
قانون رفتن را 
از رود بگیرند و
تن به تقدیر خود 
بسپارند 
و آسمان را 
با نام کبوتران 
سیاه کنند

**


می‌ترسم 
که ترس روی آینه 
هلاک شود و 
هزاران هجای کوتاه 
عطر دریا را 
در هم بریزند 
رو به روی پنجره باز

 

منصور خورشیدی 
وقتی ترس در هوای مست می رقصد 
مجموعه شعر " آبی ناگهان "

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -11, | بازديد : 67

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 9 اسفند 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

فراسوی حضور 
**
رگان ویران 
عصاره ی وقت 
عضله های بی تاب 
هلاک نفس ها 
جان و جوانه ها 
میان علف و آب های قدیمی 
خیمه بر ترس می زنند 
تا سینه سیب را 
عصیان گناه را
بی نصیب از 
شکوفه کند 
هستی دیگری
پنهان در 
سینه ها بروید


منصور خورشیدی 
***


ترانه ی خواب 
**
هوای آبی امواج 
ترانه ی خواب 
برای چشم های خمار می خواند 
تا برق برخاسته 
حسرت بنفشه را 
سبز درون سینه بکارد 
تا
فکری که بیرون باغچه گام می زند
راهی باریک تر از ریسمان 
سمت آسمان 
با سپیدی سر انجام 
باز کند


منصور خورشیدی

 

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -11, | بازديد : 62

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 9 اسفند 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

تنی تابیده 
در تدارک گرداب 
روی سقیقه های مهتاب 
اینک که تاب رود 
در شانه های بی تاب 
فتنه از هوای آب و 
ترس از نگاه مهتاب 
برمی دارد 
از حیرت دیوانگی 
دریای دیگری 
ظهور می کند 
میان عریانی بلند آب

منصور خورشیدی 
***


شکیب علف 
**
همواره ترس افتادن 
تاب در هم عنکبوت را 
روی اضلاع منظم تار 
بی تاب می کند 
در پیچ تاب چند شکل گسسته 
که سخت از شکیب علف می گذرد 
و 
بسیار وسوسه های تنیدن 
رنگین تر از افق 
از شرق پهلوی شب 
خیز بر می دارد 
تا سمت آسمان بی نام


منصور خورشیدی 
****

گریز نور 
**
میان ظهر علف ها 
قیامتی از فراز بلندی 
انبوه خاکستر 
روی قامت بلند باد 
می ریزد میان تاریکی 
صف ستون های درخشان 
معلق می ماند 
بلند تر از تاب نیلوفر 
و 
پرواز دراز کبوتر 
بی هراس و آهسته 
شکل صدف های سیاه 
پشت پلک ها 
خانه می کند 
با دام دراز مرگ


منصور خورشیدی

 

 سجاده روی ماه بینداز(3) اشعار منصور خورشیدی با خوانش اصغر معینی

 

شکیب علف : اشعار منصور خورشیدی با صدای فرزاد میر احمدی

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -11, | بازديد : 54

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 9 اسفند 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

سنگ و صخره 
** 
نیلو فران فرزانه 
در حوالی خنده 
از شانه های خم می افتد
سمت نهان سایه 
و نیم روخ افتاده روی کتیبه 
حافظه ی سنگ را 
معنا می کند کنار پیکری 
با رفتار راه 
که از متن ماه می روید 
و تیش های بی تاب 
در طبیعت تن 
ترس اتفاق را 
سمت هوا 
با سایه های مجهول 
طی می کند


منصور خورشیدی 
***

تب ناگاه 
**
با ضربه های بسیار 
حیرت چشم ها 
روی تاریک ترین کلمه 
سامان می گیرد
وقتی ظلمت همیشه 
شیب زمین را 
شبانه طی می کند 
و عبارتی از صدا 
دردهان ماه 
با نفسی از تب ناگاه 
کنارپیگری 
در حواشی سیاه می نشیند

منصور خورشیدی 
***

در غربت نگاه 
پرده از نیم رخ آب بر می دارد 
پرتاب یک اتفاق 
با دوایر درهم 
و بال در آستانه ی پرواز 
روی پلک های بسته 
رطوبت اندوه را 
با نشانه های پر 
در سر می نشاند 
آن گاه عتاب تن 
بلند تر از ترس مشترک
عادت دشت را 
در خواب یک آهو 
وسط سراب های موازی می ریزد

 

منصور خورشیدی

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -11, | بازديد : 50

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 9 اسفند 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

دلتای واژه ها 
**
طلوع سبز بنفشه 
با طعم واژه های سرخ 
دلتای روشنی از طول
روی برج بلند دل 
بنا می سازد 
آن گاه 
وسوسه های صدا 
بر خاسته از تن خسته 
کنار کتیبه ها 
در چشم های فراغت 
رشد میکند 
تا فرصت دیدن 
همدم کتیبه های کهنه شود

منصور خورشیدی 
***


در نگاه تو ماه 
در بلندای آبی 
برکت ازطول نور 
اگر چه دور 
در هوای چشم می افتد 
عصر صدای تو 
روی دوایر لرزان
فکر مرا در 
فاصله دو پلک 
سراسیمه پر می دهد 
در سایه های سرو 
وسامان می گیرد 
صدای تو
که از حاشیه مهتاب 
به ضیافت آب می رود


منصور خورشیدی 
***

هوش نهان 
همسایه فکر های جوان 
در فرصت سریع وقت های عازم 
لذت از من و 
تازیانه از پشت پیکر 
طلب میکند 
تا بامداد دوباره 
پرتاب تمنا
بوسه بر اندام ماه 
بنشاند 
از هزار رگ آسمان 
تا بهاران مجهول 
دوباره رشد کند 
میان خطوط در هم تازیانه ها

 

منصور خورشیدی

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -11, | بازديد : 66

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 12 صفحه بعد