تبلیغات اینترنتیclose
نگاه : محمد رضا شهبازی به شعر منصور خورشیدی
پیچک ( منصور خورشیدی )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



 

رقص با عصب های دیوانه 

 

هوش لبریز

از تفکر ناگاه

درهم می ریزدم

در هوایی

که شکل دیگر نام

روی عصب های خاک

پیمانه می شود                             

 

منصورخورشیدی 

 

 

شعر جناب خورشیدی با حالت حجم گونه خود در پی رنگ زدن مساحت این حجم است و با پیش زمینه طبیعت گرای ایشان نوعی عرفان را هم معرفی می کند.جایی که انسان به قول دکتر براهنی سر به سجده در معبد اشیا می گذارد.در شعر وی نوعی حیرت قابل شناسایی است از نوع کودک وار و غرق شدن در جذبه طبیعت و محیط اطراف.

در این جهان پر غوغا این نگاه کمیاب است و این متانت عجیب.در اشعارش همواره پرندگان رو به آسمان دارند و نوعی رستاخیز در اشیا قابل رد یابی است.شعر او نوعی هستی شناسی است و از این منظر بعدی فلسفی دارد و همچنین به خاطر روح لطیف ایشان حتی گاهی بعدی رمانتیک پیدا می کند.شعرش به ندرت شخصی است و بیشتر یک راوی ایده الیستی آن را روایت می کند.شعر چند روایتی و چند صدایی به ندرت در کارهایش می بینیم.

او اضلاع سپیدی را رسم می کند که فاصله های رسیدن به آنها را اتفاق های پیاپی پر می کند و این مساحت را رنگ می زند با تکه هایی از آب و آبی و همان طبیعتی که اشاره شد.

زیر باران و در این آسمان قیامتی را تصویر می کند که رستاخیز در آن در رشد ساقه های جوان تبلور می یابد وروایتی از آسمان که در بالهای پرنده در عروج معنا می شود.عروج از این ظلمت همیشه و سکوت گمشدگی.باید همراه روایت این بالها شد تا این حجم سکوت از صدا پر شود.

محمد رضا شهبازی




امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت