تبلیغات اینترنتیclose
منصور خورشیدی:صفحه تخصصی شعر : چرو
پیچک ( منصور خورشیدی )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت




گفتگوی پرسشگران از منصور خورشیدی .
صفحه تخصصی شعر : چرو 

قسمت اول : 


با عرض ادب و احترام به استاد منصور خورشیدی 
 
 
و درود ی دوباره به :  
 
مینو نصرت  
فخر الدین سعیدی  
فرزاد میر احمدی  
 
منتظر پرسش های شما هستیم . 
در این فرصت کم لطفن هر کدام از شما پنج ۵ سوال طرح بفرمایید . 
 
 
لطفن برای بهتر برگزار شدن جلسه پست غیر مرتبط ارسال نفرمایید و سوال ها را به مصاحبه کنندگان بسپارید  
 
با سپاس فراوان از شما فرهیختگان 
 
ساعتی مفرح فراهم شده تا در خدمت جناب خورشیدی عزیز باشیم 
شخصاً بسیار خوشحالم که امشب در خدمت شما هستیم و می توانیم در این گپ و گفت و گوی صمیمانه ضمن بهره مند شدن از نظرات گرانبهای شما، طرح پرسشی نیز داشته و نکات مبهم ذهن خود را مرتفع سازیم بلکه بار دیگر برگردیم به روزهای زلال شعر و زبان ورزی و اندیشه. که از هرچه بگذریم سخن شعر خوشتر است. 


با توجه به مسائلی که طی این چند روز حول شعری از شما که جناب باباچاهی گرامی در کانال خود و بدون درج نام شما خواستار نقد آن شده بودند؛ شاهد حرف و حدیث و سخن هایی بودیم و البته بیشتر از حرف و حدیث ها، بهت زده از چنان اقدامی آنهم در مورد شما که خود اسطورۀ عشق و شعر و شفقت هستید و همانند جناب باباچاهی یکی از بزرگان عرصۀ شعر و ادب. 

شخصاً به هیچ وجه انتظار چنین برخوردی را از جناب باباچاهی نداشتم. زیرا صادقانه باور دارم که هر دوی شما حکم والدین نسل جوان را در حیطۀ ادبیات دارید، درنتیجه، تهییج این نسل از جانب یکی علیه دیگری تا جاییکه هویت او را زیر سئوال برده و آفریده های ذهنی اش را نه به شیوۀ اصولی و مستدل، نفی کند نه تنها برازنده نیست بلکه لطمات جبران ناپذیری نیز به همراه می‌آورد که نمونۀ عینی‌اش را فروید در نقد الگوهای جامعۀ مدنی مثال می زند:  


«. . . جاي پدر يا هر دو والد را جامعه بزرگتر انساني گرفته است، اقتدار مستبدانه پدر-جامعه، فرد را وامي دارد كه به مجموعه مشتركي از هنجارها تن دردهد، و سرنوشت فردي كه آن هنجارها را زير پا مي گذارد تا غرايزش را به شيوه اي كه خود مي پسندد ارضاء كند مانند سرنوشت كودكي است كه به دور از چشم پدر و مادر در انجام همان كاری افراط مي ورزد كه والدينش منع كرده اند. به عبارت ديگر، وي يقينا دچار اضطراب خواهد شد و احساس گناه خواهد كرد». 

زیگموند فروید(تمدن و ملالت های آن). 
شخصاً دوست دارم بدانم شما بزرگوار در مقام شاعری که جایگاهی تثبیت شده در ادبیات دارد با اینگونه رویکردها چگونه کنار می آیید؟ پیام شما نسبت به اینگونه رویکردها در شبکۀ مجازی که بی شک پیامدهای خوشی هم ندارد چیست؟ 
 
به قول دانته : تخیل می تواند مکانی برای باریدن باران باشد .  
مثل بارانی که در تخیل بلند من افتاد .  
کاش شاعر اندکی شرافت را یدک می کشید تا اینهمه به مضیقه ی معده ی خود فکر نکند  
فریب این نسل / نسل صادق که خود پا به پای بزرگان شعر همراه می کند 
فریب نمی داد 
 
بار ها گفتم .. پیر شدم اگر چه دیر 
 
همه ی عزیزان تصویر صفحه ی خود را برای من ارسال کردند 
 
هنر شعر درست خواندن است 
 
بد خوانی شعر مدرن را لال می کند 
 
تازه متوجه شدم که در معنای شعر باباچاهی درک درستی ندارد 
 
شعر تکنیکی را معنا کردم و انتهای فواره را 
 
آغاز تصور کرده 
 
و ابر را که موجب بارش است . چرا نمی بارد .  مگر ابرها همه باران زا هستند 
 
یادم می آید در سال 70 مقاله ای نوشته بودند . در مورد شعر حجم 
 
مدرنیسم اشرافی . رویانی گفته بود که حرف برخی از منقدان قابل اعتنا نیست 
 
براهنی می فهمد و سکوت می کند 
 
باباچاهی نمی فهمد که مدرنیسم چیست 
 
اینک تقاضا دارم سوالات بعدی خود را بفرمایید . که من درطول چهار دهه اول بار این گونه جسارت به خرج دادم که شاعر و منتقد سطحی را این گونه مورد انتقاد قرار دهم . 
 
نسل امروز ما تا هنوز / سه جلدی براهنی را می خواند  
ولی گزینه های منفرد را ندیده است .  
مسایل شعر رویایی و زبان حجم از سکوی سرخ به چندین چاپ می رسد 
 
آدم های بزرگ یک جای خلوت کم دارن . آدم های کوچک و متوسط جای پُر را می شناسند  
و کمبود های خود را نمی شناسند . 
 
اصولا من معتقدم به تساهل و تسامح ونیز معتقدم در هیاهو وجنجال اثر ناب خلق نمیشه می خواهم بگویم این اتفاق را نمی دانستم الان متوجه شدم امیدوارم هدف چیز دیگری بوده باشد مثلا مطرح کردن مرگ مولف یا باب کردن نقد اثری بدون نام مولف آن بیاییم اینگونه به قضیه نگاه کنیم اما بگذریم بروم سراغ سوال ام 
 
با درود وتمنای سلامتی برای شما اهل قلم واندیشه 


ادامه دارد......


.

[Forwarded from Arash Basiri]
گفتگوی پرسشگران از منصور خورشیدی .
صفحه تخصصی شعر : چرو 

قسمت دوم : 

 


جناب خورشیدی می خواهم اول برادری مان را ثابت سپس بز مان را قیمت 
آیا منصور خورشیدی خودش را شاعر حجم می داند یا خیر؟ 
 
آن ها محیط می سازند . اما نمی دانند نسل جدید در محیط فریب و دروغ رشد نمی کند 
 
عمدی بودن آن را با سند ارسالی از عزیزان بین 25 تا 30 سال ثابت می کنم .  
برخی به دلیل شناختی که از من داشتند خودرا مستحق عذاب می دانند 
 
نگذارید از کلمات سنگین تری استفاده کنم 
 
اما سوال شما 
 
با فروتنی می گویم . باید منتقدان نظر بدهند و نه خودم 
 
شما خودتان را در جایگاه یک منتقد قرار دهید ونظرتان را راجع به نویسش منصور خورشیدی بیان کنید 
 
منتقد برای خلق رابطه ی بیشترغیر از فرم و ساختمان شعر ، وارد قلمرو دیگری از دلالت های معنایی می شود تا کار کرد های بیانی در برابر او جلوه های بیشتری پیدا کند. زیرا با تمام تفکر سعی می کند که از معنای صریح واژگان به معنای درون متنی برسد . یعنی تلاشی در رسیدن به کشف های پیدا و پنهان در شعر ، یعنی شعری که در اوج لحظات شاعرانه به یک متن حرفه ای و فنی تبدیل می شود . این است که هر واحد آوایی در تطابق با واحد های آوائی دیگر پیام واحدی را به مخاطب شعر القا کند . 

 

اگر مطلب طولانی نشود 
 
غیر از مقدمه ی آبی ناگهان . متن دیگری است . ارسال کنم 
 
ولی خودم حاضر جوابی را دوست تر دارم . ما این سال ها خیلی حرف ها در مورد شعر زده ایم . و اگر ذر گوگل سرچ شود منصور خورشیدی . 
 
همه چیز خوانده می شود 
 
وسعت دادن به جهان واژه ها سهمی است که شاعر در آفرینش و خلق شعر از خود به جای می گذارد . چون فاصله ی بین واقعیت مشهود و ماورای آن را به خوبی درک کرده است .و به درک هماهنگی زمان و مکان ، حرکت و سرعت ، طنین و هماهنگی حروف رسیده است. حتی به معانی تازه تر برای کلماتی که حامل معنا نیستند. 

موج نو ، شعر سپید ، موج سوم و شعر حجم . نمونه های بارزی هسستند که منتقد را به شناخت ساختار زبان، فرم، نوع بیان و درک آهنگ کلمه، موسیقی و ریتم درونی قطعه می رساند. تا شباهت ها و تفاوت های آن ها را مورد بر رسی قرار دهد. 
خواننده ی حرفه ای کسی است که قلمرو کلمه و رابطه آن را با زبان بشناسد. تا راهی به درون شعر باز کند. 


و در گذر از سطح و با استفاده از ابعاد سه گانه زمینه را برای پرش های ذهنی آماده کند. تظاهری یگانه بی آن که به غرض و هدفی آلوده شود. چون شعر زمانی وسعت و بیکرانگی خود را از دست می دهد که ارجاعی به بیرون از خود داشته باشد. 
پرداختن به ساختمان درونی قطعه و معماری دادن به مصراع و تصویر ها در قلمرو فرم به نوع نگاه شاعر جسارت می آموزد .و زبان را وسیله ی رسیدن به بُعد سوم حرف می کند. 

ارزش نمادین هر پدیده ای در جایگاه خود از یک مفهوم نسبی بهرمند است . که نمودی از نیاز های شاعر محسوب می شود . و در باز نگری تفکر شاعر روی پدیده ها اثر مستقیم دارد.  
فضای داخلی همه ی معماری ها باز تاب جهان بینی شاعر است.و شاعر با انتخاب آگاهانه ی لغت در چنین فضائی خواننده را دچار حیرت می کند. و این اتفاق در فضائی می افتد. که شاعر مجهز به دانسته های زبان شناسی باشد.خلق ترکیب های کلامی در آفرینش شعر اثر بیشتری در ذهن مخاطب دارد. 

هماهنگی و تناسب واژگان در مصراع، ارتباط کلامی را محکم. وحرکت شعر را بیشتر می کند. و جستجوی شاعر را در رسیدن به معانی دلخواه سرعت می بخشد. 
سرعت خیال در توالی تصویر ها با کارکرد هجا، واژه و جای آن در مصراع،  عمده ترین وجه شکل گیری شعر در جایگاه مناسب محسوب می شود .استقرار اشیا در روابط بیرونی موجب می شود که تعاملی بین آن ها ایجاد گردد . شاعری که با مکانیزم ذهنی آشنا است. عرصه را برای باز آفرینی تصویر ها و خلق فضا ها به ویژه معماری کلام در ساختمان قطعه و ترکیب های خیال انگیز آماده می سازد.تاویل متن به زبان و جهان شاعر معنا می دهد.  


ادامه دارد .....

.

[Forwarded from Arash Basiri]
گفتگوی پرسشگران از منصور خورشیدی .
صفحه تخصصی شعر : چرو 

قسمت سوم : 

قدرت تصویر در شعر قلمرو متن را اداره می کند. کار شاعر روائی دیدن تصویر نیست . ایجاد فاصله های ذهنی در قدرت متن است. سرعت در شکار لحظه ها است. در یافت تازه در بافت کلام ، از نگاه به ذهن و از ذهن به زبان، به اعتبار همین دیدگاه هرشاعری می تواند در بیان مفاهیم و مضمون های جدید موفق عمل کند. و آگاهانه زمینه را برای تدارک نوعی از نگاه برای قرائت جدید از شعر فراهم سازد. 
                                                                     منصور خورشیدی 
 
درود و سپاس مجدد خواستم نظرتان را در خصوص تاثیر شعر هوشنک ایرانی بر شعری که مشتبه است به پست مدرن یا زبانی بدانم .اینکه کسانی معتقد به خلق فضایی تازه هستند و امروز به هوشنگ ایرانی می تازند آیا خود عقبه ی آن نوع نوشتار نیستند ؟ 
 
اگر زحمت خواندن بیانیه خروس جنگی را به خود بدهیم . متوجه حضور  
هوشنگ ایرانی در آن واویلای دهه سی می شویم .  
الان که فضای مجازی به سرعت تبادل اطلاعات می کند . کافی است سرچ شود  

اما در جواب سوال شما دکتر میر احمدی تیورسین فراسپید 
 
به من وقت نوشتن بدهید . 
تشکر می کنم .  

برای بررسی جایگاه شعر هوشنگ ایرانی بیش از هر چیزی باید به موقعیت ویرانگر این شعرها در فضای ادبی دهه سی توجه کرد.  
در حالی که پس از نیما در شعر فارسی ، هنوز بحث چگونگی و تاویلات این تحول داغ بود،  
شعرهای هوشنگ ایرانی در کنار نظرات متفاوت او درباره هنر که حاصل تفکر روی پتانسیل ادبیات غرب و همچنین عرفان شرق بود موجی از حرف و حدیث را در فضای ادبی کشور منتشر کرد. 
دو سه بند از بیانیه خروس جنگی را با هم بخوانیم . 
هنر خروس جنگی هنر زنده هاست . این خروس ، تمام صداهایی را که بر مزار هنر قدیم نوحه سر 
دادند خاموش خواهد کرد ! 
 
شروع یك دوره‌ی نوین هنری، نبرد بیرحمانه‌ی خود را بر ضد تمام سنن و قوانین هنری گذشته آغاز كرده‌ایم. 
هنرمندان جدید فرزند زمانند و حق حیات هنری تنها از آن پیشروان است. 
اولین گام هر جنبش نوین با در هم شكستن بت‌های قدیم همراه است  
فعالیت ادبی  هوشنگ ایرانی همچون بسیاری از حرکتهای ادبی معاصر اروپا با انتشار دوره دوم مجله خروس جنگی همراه بود . 

دومین دوره انتشار مجله خروس جنگی در فاصله اردیبهشت تا خرداد سال 1330 انجام پذیرفت.  
هر چند که مجله خروس جنگی در دوره اول خود نیز منعکس کننده عقاید نو در زمنیه هنر و ادبیات بود، 
دوره دوم خروس جنگی حکایت دیگری دارد که به وقت خواهم گفت  
همزمان با شکل گیری حرکت های جدید در شعر دهه هفتاد ،  
به یکباره جامعه ادبی ایران به بررسی زندگی و شعر یکی از شاعران معاصر پرداخت.  
هوشنگ ایرانی شاعر نوگرا در دهه سی شمسی یکی از کسانی است که منتقدین امروز، 
 دستاوردهای جدید شعر فارسی را به او نسبت می دهند. 
 
-استاد شما در مصاحبه ای گفته اید: «شعر یعنی ، درک اشیا ، نام گذاری پدیده های حاضر در اطراف شاعر، هم نشینی واژگان و توانایی شاعر در کاربرد زبان ، جهت بر قراری ارتباط . شاعر وقتی در شعر خود اشیا را نام گذاری می کند باید قدرت آن را داشته باشد که تناسبی بین آن ها بر قرار کند . 

به گونه ای که خود در میانه نباشد.سئوال من این است»: انسان بدون فعلیت یعنی ذهنیت صرف؛ در اینصورت عینیت چه می شود؟ تصاویر صرفاً ذهنی که زبان می سازد را چطور می توان در عینیت جامعه پیاده کرد؟ اگر شعر هیچ بازخوردی در واقعیت عینی نداشته باشد چگونه می تواند بر باورهای فرسوده تأثیر گذاشته و زیر و رویشان نماید؟ 
 
بانو نصرت . از موفق ترین شاعران شعر فراسپید با نظرات بسیار هوشمندانه باید بداند که : 
 
ارزش نمادین هر پدیده ای در جایگاه خود از یک مفهوم نسبی بهرمند است . که نمودی از نیاز های شاعر محسوب می شود . و در باز نگری تفکر شاعر روی پدیده ها اثر مستقیم دارد . زیرا فضای داخلی همه ی معماری ها باز تاب جهان بینی شاعر است .  
 
شاعر در تقطیع عمودی و یا افقی بسته به ریتم کلام ، با انتخاب آگاهانه ی لغت در چنین فضائی مخاطب را دعوت به خواندن شعرمی کند . و این اتفاق در فضائی می افتد . که شاعر و خواننده ی شعرمجهز به دانسته های زبان شناسی باشند . تا آن چه دیده و دریافت می شود به سمت تحولات زبان در خلق رابطه ها باشد . 


ادامه دارد .....

.

[Forwarded from Arash Basiri]
گفتگوی پرسشگران از منصور خورشیدی .
صفحه تخصصی شعر : چرو 

قسمت چهارم : ( قسمت پایانی ) 

فخرالدین سعیدی: 

می دانیم بعضی از شاعران شعر دیگر شعرشان سویه ی معرفتی وعرفانی داشت مثل محمود شجاعی وبهرام اردبیلی وحتی شاعر جیغ بنفش "هوشنگ ایرانی"آیا با وجود چنین رویکردی می شود آنها را آوانگارد یا پیشرو برشمرد؟ 
 
در یک کلمه بله . اما منتظر ظهور و برزوز آن باشید . 
 
عواملی که ذهن شاعر را بلند پرواز می کند ارائه تصویر های ماورائی است . و این امر موجب می شود تا شاعر به هیجان کشف برسد و تفکر خود را عمیق کند و راهی به اعماق باز نماید . بحران زمان ، درک از پدیده های پیرامونی در طبیعت، نام گذاری اشیا و توانایی در کاربرد زبان جهت برقراری ارتباط تولد این ویژگی ها را سبب می شود . چرا که زبان یک توان ذاتی و عامل تعیین کننده در شعر محسوب می شود . 
 
پرسش یکی از شاعران از شما : 
تمامی جریانهای ادبی و غیر ادبی برای خود یک پایگاه دارند تا سره از ناسره نزد متولیان مشخص شود، چرا شاعران حجم این پایگاه رو برای خود شکل نداده اند، سایتی، مجله ای و......؟ 
 
لطفا قاسم هاشمی نژاد را از قلم نیندازید  
اما چنین پایگاهی وجود دارد . روزن بهادری اداره می شود .  
خانه ی شعر بچه های آمل . و گرگان . شاهرود و کرمانشاه . از همه پرکار تر فراسپید  
با نظریه پردازان مدرن . شرق و غرب خوانده و مجهز به دانسته های زبان شناسی 
 
برحسب اتفاق بنده بخشی از فرمایش شما را به ایشان همین گونه پاسخ دادم 
 
استاد ممکن است نظرتان را راجع به فراسپید بیان بفرمایید؟ 
 
شما بنا را بر تعلیق نگذارید بر تغییر بگذارید . که امروز در فراسپید خودرا بروز داده است  
جایی که زبان سر می کشد، آفرینش در خلق شعر شروع می شود . و این در حال شکل گیری است 

حجم گرائی (اسپاسمانتالیسم) با هوسرل فاصله اش را کم می‌کند، فراسپید نیز به دنبال حذف فاصله است   
اشیا ی ناشناخته ای که باید تصویری از آن ترسیم شود و نام بگیرد تا نمای رابطه شود .  
 
شما این حرکت را در خوانش و نویسش نسل جدید . شهاب قناطیر می بینبد .  
 
که به شدت بین چند نسل با جدیت تمام می خواهد حذف فاصله کند . از قرن اول متن نوشتاری تا  
 
امروز را زیر سیطره ی نگاه خود برده است و 
موضوعی که باید در نگاه نخست مورد توجه زبان شناسان ، پدیدار شناسان و شاعران باشد  
.این حرکت رجعتی باشد برای شناخت هستی  تا انسان شاعر به اصل خود مباهات کند .  
قدرت خلق بسته به نوع نگاه شاعر . تغییر می کند و این نوع تغییر در نگاه شاعران فراسپید دیده می شود 
 
من معتقدم شعر حجم با مخاطب به تعامل نمی رسد از این رو متن رویکرد دیکتاتور مآبانه دارد نظر شما چیست؟ 
 
اگر این تعامل نبود . نسل امروز با اشتیاق این حرکت را دنبال نمی کرد  
ما اعتقاد داریم که شعر حجم و شاعران آن هرگز تفکر خود را به کسی تحمیل نمی کنند .  
شما یک بار دیگر مانیفست شعر حجم را بخوانید . متوجه این بیان خواهید شد .  
در گفتگوی من با بهار هم بود که ما نگاه خود را به کسی یا گروهی تحمبل نمی کنیم 
 
عرض من در مورد متن حجمی ست نه شاعر حجم نویس 
 
این نوع از دریافت های باطنی ، سهم کسانی است که با شگرد های زبانی آشنا هستند .تفاوت روساخت و ژرف ساخت را می شناسند . اگر چه معیار داوری در برابر مجموعه شعرهایی که برابر مخاطب قرار می گیردمتفاوت است . اما پرداختن به درون متن که روان شاعر در آن مستتر است ، برتر از ملاک های ظاهری شعرمحسوب می شود  .  
سبک زائیده ی تفکر است .  قرابت هایی که با ساخت نحوی ، ترکیبات کلامی و آرایه های ادبی در ذهن شاعر زمینه را برای اجرای یک قطعه شعر آماده می کند . این نکته به طرز چشم گیری با کلیت یک مجموعه در ارتباط است . هنری که شاعر با استفاده از عوامل فوق ، شکل و محتوای اثر را می سازد . 
 
ارائه ی نگاه نو و بیان تازه درتن و تمنای تن  ، عطش شاعر را برای نویسش و شتاب مخاطب را برای خوانش مضاعف می کند .شکل جدیدی از مکانیسم سحر انگیز زبان برای رسیدن به جهان متن و قرار گرفتن در کنار کلمه که محصور در یک قطعه شعر است .و دست می تواند تمنای تن را ترسیم کند 

 


پرسش پایانی بنده  
شعر حجم و ارتباط آن با عرفان ناتورالیستی را چگونه می بینید 
 
طبیعت اشیا همه عارفانه هستند . از واقعیت تا ماورای آن . از ریالیسم تا سورریالیسم  
بگذارید وقت دیگر که به دو مورد مفصل تر پاسخ بگویم  
یکی در مورد هوشنگ ایرانی و دیگری عرفان ناتورالیسم 
 
و پرسش پایانی من: 
اصولا مانیفیست در شعر چه مفهومی می‌تواند داشته باشد وقتی تفرد شاعرانه مطرح است و هر شاعری بنا به مقتضیات روان خود می دانیم برخوردی متفاوت و نگاهی منفرد به پدیده های حول و حوش خود دارد؟ آیا این را نمی توانیم بمثابه محدود کردن حیطۀ شاعر تلقی کنیم؟ 
 
سوال دقیق و درستی است . اگر هستید خروج کنید . خود من هم تابع تفکران بسته نیستم  
من در مقدمه ی شاعران حجم و شاعران

 

[Forwarded from Arash Basiri]
دیگر مفصل بیان 

کردم . 
 تاکید آن را در کتاب از حاشیه تامتن گفتم و به رویایی هم گفتم نسل جدید نیاز به بازخوانی دارد 
 
و پرسش آخرین من: 
به تبع تغییر دستگاه هستی شناسی شاخصه های خلق اثر هنری نیز تغییر کرده و نویسش ها لباس تازه تری به تن کرده اما همچنان ذوق شعری دهه تا کنون رو به گذشته دارددلیل چیست چرا شعر امروز نتوانسته این ذوق را با خودش هماهنگ کند؟ 
 
حضور جهان ، انسان و زبان در سیکل باز هر گز بسته نمی ماند . می دانیم که هر شاعری با مکانیسم خیال و زبان به ارائه متن یا عبارتی می پردازد که جهان ذهنی خود را گسترده تر نشان دهد . 
نسل امروز متوجه بسیار از نخوانده های خود شده . اگر شما منشات خاقانی را بخوانید . و یا کتاب ادوارد سعید ( ادونیس) تصوف و سورریالیسم متوجه این حقیقت می شوید که نخوانده های بسیاری داریم که باید باتاکید بخوانیم 
 
تشکر از شما عزیزان که تحمل کردید و اگر تکرار مکررات بود و اگر سبک یا سنگین بود  
به اراده شما پاسخ گفتم . تشکر دارم از پرسشگران که هوشمندانه مطالب را رصد می کنند  
در جایی گفتم اگر منتقدی ناشیانه تیری در تاریکی رها می کند مطمین باشید به جایی برنمی خورد .  
صبوری و درایت شما موجب تحسین است و سپاسگزار شما هستم 

پایان گفت و گو
.
.

.
.

.
.

 




امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت