تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( منصور خورشیدی )
پیچک ( منصور خورشیدی )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

در تقاطع دو فصل
يلدا ترين نگاه شما را
با ثانيه از سال 
آويز مي كنم
تا امتداد خنده 
در آخرين شب پائيز 
روي لبانتان ماندگار شود

منصور خورشیدی
**

آشوب شبنم
در یک فضای بسته 
دل به شوکت آب می دهد 
هوای مضطرب
در نگاه تو شکل می گیرد 
در ضیافت شب های بی ستاره


منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -6, | بازديد : 41

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

دلم به اندازه ي دنيا است 
تنگ نمي شود از گريز تو 
آهوي رمنده ي دشت هاي خون و جنون
اينك كه :
سیر نفس‌ها
در هوای بیگانه
میل هنوز را
سیاه می‌خواند 
وسط سطرهای سپید


منصور خورشیدی
**

از کجا در نگاه تو می‌افتم 
روی دست‌هایی به شکل دعا
وقتی بی‌تابی زمان 
روی ثانیه‌ها
تاب می خورد


منصور خورشیدی
**


چشمي پُر
به ركعت روشناي شبنم
دلي پُر از نيلوفر
چه زيبايي ظريفي 
شكفته مي شود
روي آينه 
كه ماه را مات مي كند

 

منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -6, | بازديد : 52

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


سرخی خورشید
کنار گونه
خون می‌چکاند
با تکه‌ای از آسمان
که پرت می‌شود
پشت پلک‌ها
و
در عزیمت باران
بهار در چشم‌های منتظر
ترجمه می‌شود
با ابرهای تکه به تکه

 

منصور خورشیدی
**


ظهر کدام روز 
وسط دشت های بی نشان
صف به صف چشم
در پلک های نیمه باز 
زَهره مي تركاند 
وقتی آسمان 
با هزار زخم کهنه
روی کتف های منتظر
سقوط می کند

منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -6, | بازديد : 85

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

بنفشه هاي وحشي
ريشه در نگاه تو دارند 
وقتي رام 
كنار علف هاي مست 
مي رقصند
گذرگاه پرواز 
در نگاهم می‌روید 
اینک که دل 
به خلوت ستاره‌ها می‌سپارم

 

منصور خورشیدی
**

چقدر کوچک است جهان
و چه بزرگ این نازنین
كه زیر گستره‌ی ماه 
روی سیاهی مهتاب
تاب مي خورد
در گلستانه ی گیسوان تو
چيست كه باد را 
روی علف های مست
می رقصاند
اينك ،
آشوبی از صدای پر
کنار خیمه و خنجر
تباه می‌شود

منصور خورشیدی
**

تا نفس در نفس باد
شادمانه جنب علف های مست
می رقصی
نگاه مثل كبوتر
و از تمام بهاران سال زيبا تر


منصور خورشیدی
**

شكل افق دارد 
آغوش لاله ها 
نه اين جا ، هر جا 
رابطه اي با دشت پُر
لاله مي شود 
من لال مي شوم

 

منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -6, | بازديد : 38

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


عصر تمام فاصله ها 
روی پلک های بسته 
طی می شود 
تا کبودی آسمان 
میان ابدیت رنگ 
اقاقیا را در سینه های باز 
مدال رابطه کند


منصور خورشیدی

**

بانو ، صدای تو کوتاه 
روی زبان گل می‌رقصد
به خواب آب
نگاه کن
چه افت و خیز غریبی
درون پنجره جاریست

 

منصور خورشیدی
**


ارتفاع فرزانگی 
با رعشه‌های ابریشم
درجان من می‌ریزد
با طعم واژه‌های سرخ
حافظه‌ی سنگ را
نگاه تو 
معنا می‌کند 
با رفتار راه 
که از متن ماه می‌روید


منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -6, | بازديد : 51

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

نبض بی قرار
روی رگان سیاه
تاریخ تن را
روی سکونت انگشت 
تفسیر می کند
منصور خورشیدی

**

خاتون ، نشسته
روی تپه‌های سیاه
کنار اندکی از ماه
تا بخت خود را
میان فاصله‌ها
سپید بخواند

منصور خورشیدی
**


عطر کلام تو
در گیسوان باد
حلقه به حلقه 
فرصت‌های رفته را
سمت هوای دور
پرواز می‌دهد

منصور خورشیدی
**


شبی که شعر 
به اشارت انگشت 
روی گونه‌های تو
می‌ریزد
بهار در نوک انگشتانم
می‌روید

 

منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -6, | بازديد : 40

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

سوگند به بال های شکسته
که پرستو ها
هجرت از نگاه تو می کنند
سال های سال
ارتفاع پرواز 
روی کتف کبوتران 
مانده است و
هنوز در گورستان
به عقربه ی ساعت 
نگاه می کنی
که روی سنگ شکسته 
رو به آفتاب خوابیده است و
معصومیت مردگان را شماره می کند

 

منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -6, | بازديد : 34

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

شب چهاردهم همین ماه
بی پرواترین ِپروانه
هنگامه ی پرواز
زیتون در منقار کرکس 
می گذارد 
با حس غریب ترینِ ِکوچ
در کوچه های تنگ

 


منصور خورشیدی
**

می‌ترسم 
باران ببارد و
پنج کودک نشسته 
در آستانه‌ی در گاه 
هیبت هوا را 
با شانه‌های شکسته 
روی نقشه‌ی بی نام 
امضا کنند

 

منصور خورشیدی

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -6, | بازديد : 40

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

روایت جان
تا از تو دور 
می افتم
پندار دريا
مرجان جان 
در عصر استخوان می ترکاند
و تابوت نام ها
نفس به شوکت باد می دهد

 

منصور خورشیدی

از مجموعه شعر " از فكرهاي باتو "



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -5, | بازديد : 47

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

كودكان پير همين كوچه هاي قديمي
پستانك خود را 
در آشيانه ي كدام پرنده مي جويند
كه شكل بلوغ خود را از ياد برده اند

منصور خورشیدی
**


گونه ی رنگین برگ 
در اندام پائيز
فصل سوم سال را يكريز
در کام آهو می چکاند 
و ریخت بیابان 
از هیبت همیشه می افتد

منصور خورشیدی
**

کوچک ترین نیمرخ ستاره 
روی دوایر هستی
بزرگ می روید
وقتی صدای نهان
ظهر تمام روز ها 
معکوس می نشیند 
روی گونه ها


منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -5, | بازديد : 52

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

دریا تفکر ماهی را در باد
ورق می‌زند
تا حجاب از تموج آب بردارد
با زیباترینِ ِرنگ 
در نگاه سنگ
جهان آشفته
زیر باران بی قرار
خرد آب را به دست آفتاب
پیمانه می‌کند
هنگامه‌ی هجوم پرنده ها در باد

 


منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -5, | بازديد : 40

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


اینک که خورشید 
از چهار سمت بی سو
سپید می‌روید
با صدای سرشار 
از نجابت شبنم 
و هوش وسوسه‌های نسیم
ناگهان هوا 
هوای نفس‌ها
انبوهی از نیاز مضاعف
در سینه می‌گذارد
کنار کشف سرانجام


منصور خورشیدی
**

 


انقلاب آب
رقص علف 
جنب نرگس وحشی
با انقلاب آب
وقت غروب می‌رقصد
اینک 
که مرگ نخستین 
از شانه‌های خاک
رعشه در عصب پیر می‌اندازد
این دقیقه‌های فروتن
تن نمی‌دهد
به تمنای آدم

 

منصور خورشیدی

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -5, | بازديد : 47

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

با من کبوتر و بال
با تو پروانه‌های خیال
با او این نام‌های بسیار
آسان تر از نسیم 
در کتف باد
خانه می‌کند
ناگهان حس پرواز
به سرعت ثانیه 
ضمیر مضطرب ما را
در گودی شانه‌ها می‌نشاند

منصور خورشیدی
**

پیامبران پنهان
آتش در حاشیه می‌اندازند
عصیان باد
اسطوره‌ی نگاه تو را
در هم می‌ریزد
آن گاه اندکی از معرفت 
متن دشت را
نقطه ی دیدار می‌کند


منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -5, | بازديد : 45

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

گلدسته‌های گیسو
در خیال من
محو تماشا می شود
تا چشم‌های بی فاصله 
طلوع عشق را
طی کند
دیوانه‌ای با پای باد
می‌رقصد
پشت بغض همیشه 
آنگاه رها می‌شود
روی کمند گیسو

 


منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -5, | بازديد : 58

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

ماورا
زیر باران مدام 
هزار دشنه، افراشته 
روی سینه 
نور به خلوت نا گاه می‌ریزد 
هول هوا 
از تن می‌تکانم 
تا نیمه‌ی دیگرم 
پرتاب شود 
آن سوی ماوراء


منصور خورشیدی
**

باز باران برگ و
لبریز خنده‌ها
پشت سیاه‌ترین
سلطنت نور
جنب گلستانه‌ی صدا


منصور خورشیدی
**

وقتی افسون بال و
طلسم پرواز 
که می‌شوی
آبشار بلند پَر
رسم پرنده می کند 
روی تفکر باد


منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -5, | بازديد : 42