تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( منصور خورشیدی )
پیچک ( منصور خورشیدی )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 24 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

صبح بی‌صدا 
**

دستان افراشته
بی فاصله از ماه
شوکت شبانه را
به تکرار زخمه‌ها
ترانه می‌کند
کنار شکوفه‌های معلق
و هوش کنگره ها
طلسم تمنا را
می‌شکند
دمدمه‌های صبح بی‌صدا
آن گاه تلنگر باران
آب تمام دریا را
با نبض تند ماهی
خواب می‌کند

 


منصور خورشیدی
مجموعه شعر : آبی ناگهان



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -8, | بازديد : 30

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 24 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

عصمت آینه 
**
شکوه شکفتن 
در شانه ی شب 
شکل دوشیزگان دشت 
در فصل خنده ها 
آتش در جان علف می اندازند
روح کدام کنام 
ای صدای گام 
پهلو بزن 
به عصمت آینه
وقتی
در محاصره ی هوا 
بی هوا می شوی
صف طویل هفت دریا 
در زیر مژگانت 
حضور حاضر سپیده ها است

 

 

منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -8, | بازديد : 38

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 24 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

می روم که آب . لب آفتاب برسانم 
**
تصویر درخت 
معنای برخاستن را 
در پرانتزهای بسته
می‌خواند
ناگهان هوا 
در ذهن آفتاب 
با صدای سپیده دم 
زاویه های درهم خواب را
با صدای آب می‌شکند
دایره‌های بیداری 
با سرعت خاک
روی حافظه 
خط می‌اندازد
و مرگ با بال‌های سیاه 
اندیشه‌ی جهان را 
فلج می‌کند
تا پرندگان مهاجر 
کوچ نخستین را 
به آهنگ راه 
روی تفکر ماه 
آغاز کنند
ناگهان هلال 
پشت تپه‌های سیاه 
وسعت دشت را 
روی تخیل سنگ 
می‌نشاند
بانوی آب 
دایره در دایره 
همراه دختران کولی 
آب را لب آفتاب 
می‌رساند

 


منصور خورشیدی 
آبی ناگهان



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -8, | بازديد : 33

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 24 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

طلوع فاصله 
**
در فاصله ی دو چشم
کوچ تمام پرندگان
از آسمان نگاه تو
نزدیک بر خاسته اند
وقتی که خواسته اند
راز دوباره ی پرواز
از تفکر بسته آغاز کنند
جهان کوچک دستان تو
به حیرت پرواز
مات از سکوت بال
خیال به اندام پرنده می اندازد
در تمنای پرواز
آن گاه هوای کودکی اَم 
در انتهای نگاه تو 
خلاصه می نشیند 
وقتی مستانه از میان نور 
عبور می کنی
اینک که تاج گل 
آراسته قیام می‌کند 
خوشا به حال ماه و 
ستاره‌های جوان
که راه به سمت کمال 
باز می کنند

 


منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -8, | بازديد : 89

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 24 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

شکل عبور تو از راه 
سراسیمه اما آراسته 
هوش از شقایق ها می گیرد 
همین زمستانی که سرگیجه
نثار باد می شود 
در روز های سیاه 
تا پرندگان هزار ساله 
ذکر هوا می گیرند 
حافظه باران
پر می شود
از بوی شبنم شبانگاهی 

 

منصور خورشیدی
**

ترانه ی مرجان ها 
**
گهواره ای میان دو تاریکی
خواب کودکان را
در کتف کبوتران بی پر
پرنده می کند
همان دمی که 
آیه های مقدسِ رسولان رفته 
روی گردن آهو آویز می شود
تا ترانه ی مرجان ها 
زیر آب های بسیار 
زمزمه شود 
برای شاعرانی که در خیال خود
زین ، پشتِ عقاب می بندند

 


منصور خورشیدی
از دفتر : تاجریزی خاکستر

 

دایره های دیگر 
**
زیر باران به هنگام
نگاهی به آسمان
مدهوشم می کند
در قیامت وقت و 
قامت تمام راه
تاعصیان ریشه 
روی سنگ
رشد ساقه های جوان را
در نگاه تو آراسته کند
عبور عقربه در گردش سریع
روی ترکیب تن 
دایره های دگر می زند

 

منصور خورشیدی
از مجموعه شعر : تاجریزی خاکستر

 

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -8, | بازديد : 42

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 24 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

  

آشوب شن
هوای هر دم گیسو
در یال سمند رمنده
آشفته می‌نشیند
تا حجم ساده‌ی صحرا
معمای راه شود
با طراوت هزار ستاره
در آشوب ماسه‌ها
وقتی رفتار تو
عادت آب را
در هم می‌ریزد
با شیون هزار فواره
در دل دریا

 


منصور خورشیدی
سجاده روی ماه بینداز



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -8, | بازديد : 81

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 24 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

سجاده روی ماه بینداز
**
وقتی عمیق‌تر از نگاه برخاستی 
وقتی که خواستی 
دور شوی از ،
اندازه های تماشا
و راه ها و منظره ها 
بی تن، بی تمنای تن 
بی نام ، بی کلام 
رها، تنها
-آنگاه-
سجاده روی ماه بینداز
میان خلوت حضور 
وقتی پراکنده می‌شود
جاذبه‌های سبز 
جنب هواهای هو 
از هزار سمت بی‌سو
درست مثل روزی که :
صدای صور 
از دور برخاسته می‌شود 
و در نگاه معصوم تو 
جهان بی هیاهو 
سمت او 
نه سوی کعبه ای از گل 
با سجده‌های طویل 
سجاده روی ماه بینداز

 


منصور خورشیدی
سجاده روی ماه بینداز



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -8, | بازديد : 33

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 24 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

ارتفاع فرزانگی
کوکب بنفش گیسوها 
سیاهِ سیاه 
پریشان جنب ستاره‌های بخت
دیوانگان گیسو کنار کتیبه
سحرگاه و سبز 
ارتفاع فرزانگی را 
با طرح تازه 
سراسیمه نصب می‌کنند 
روی بلندترین برج دنیا
و بغض ماه سقوط می‌کند 
از ارتفاع هزار کتیبه 
کنار کوکبه‌ی گیسوها

 


منصور خورشیدی
سجاده روی ماه بینداز



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -8, | بازديد : 32

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 24 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


از طول راه 
**
عطر ارغوانی پاییز
دریا دریا صدف را
آرام در جانتان بریزد
تا راز پرواز
ارتفاع فرزانگی را
با رعشه‌های ابریشم
درجان من می‌ریزد
هستی دیگري
پنهان در سینه‌ها تان بروید
همین دقیقه‌های فروتن
که تن نمی‌دهد
به تمنای آدم

 

 


منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -7, | بازديد : 30

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 24 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

نشانه 
**
دهان عبارت معنا را
در سکوت فاصله
از علامت و حرف 
پُر می کند
و آیت افتادن 
از پلک تو
پَر می گیرد
در حافظه ی فضا
تا صدای درهم هوا
راز ماندگاری را
در انتظار معنا کند

 

 

منصور خورشیدی
خطابه های کهنسال کودکی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -7, | بازديد : 21

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 24 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 

پشت خنده 
خواب آذر با خود دارد 
خزان نفس گیر
خیال و خاطره 
با هراس صبح 
لب نگشوده 
در حصار گم می شود
برکه های کهنه 
مثل هزار باکره
با حکایت و حیرت 
می چرخند از عطش
خواب آشفته را
خواهش عشق 
اگر بتکاند 
هزار خمیازه و خنده 
طعمه ی نور می شود 
و از نفس می افتد

 


منصور خورشیدی
از فکر های باتو

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -7, | بازديد : 23

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 24 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

تعقیب سایه
**
تا شکوه سیب
از بوی عطر تو
بالامی رود
نیمروز وقت
همزاد خفته اَت را
در پلک های بسته
بیدار می کند


منصور خورشیدی
آبی ناگهان

***

سایه به سایه 
مصیبت معصوم
با کثرت دهان‌های درد
به فواره‌های جوان 
کمال می‌بخشد
آن گاه 
امیر کودکی کوه
روی پروانه‌های سنگ
لیلای دیگری 
مرده بردار می‌کند

 


منصور خورشیدی
آبی ناگهان



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -7, | بازديد : 27

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

پندار محال 
**
در تقاطع دوفصل 
پائیز خنده ها 
یکریز 
روی لبانتان می ریزد
وقتی جهان بلند 
کوتاه در نگاه شما 
تاب می خورد
ترنم تمام آب ها
مست و بی تاب 
ترانه می شود 
در اندوه مهتاب

 

منصور خورشیدی
یک شعر - آبی ناگهان



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -7, | بازديد : 37

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

نبض آب 
**
تا نسترن های وحشی
درآستا نه ‌ی بهار
دل به شوکت دشت می دهند 
نبض آب را بگیر
مرا میان آینه تکثیر کن 
شکل تبسم نارس گل 
روی دامنه های بی نشان
که از تبرک نام تو
نیمتاجی از بلور بنفش
بر سر می گذارد

 

منصور خورشیدی
**

 

حدیث ماندن 
**
چیزی تازه در من می‌جویند 
فکرهای بی وقت 
وقتی هجوم می‌آورند 
گریختن نمی‌توانم 
ماندن اما بهانه می‌خواهد 
عبارتی از نگاه تو 
به عاریه بر می‌دارم 
که پنهان خود را 
در پرده‌های تو بنشانم 
تا حدیث ماندن را 
ترجمه کند

 


منصور خورشیدی

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -7, | بازديد : 71

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

خطابه ی دیدن 
**
کرانه ی این رود 
نهفته ترین نور خود را 
با انعکاس تمام 
به تمنای صحرا می سپارد 
تا سرنوشت آب 
میان کتاب ها معنا شود
آن گاه ، 
خطابه ی دیدن 
در چشم تو 
با جلوه های مست 
میان حلقه ی زنبق
ظهور می کند

 


منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -7, | بازديد : 22