تبلیغات اینترنتیclose
اشعار منصور خورشیدی -4
پیچک ( منصور خورشیدی )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

دم به دم
شبیه باران می شوی
با چرخش مدام عقربه ها 
در هزار بُعد بیداری
چهار سمت همین اتاق
با کودکان نارس
که آرام چشم به جهان باز می کنند


منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -4, | بازديد : 50

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

اندکی مانده به ساعت هفت
اندکی مانده به ساعت هفت
عقربه ها ، لال
هجای دوم آفتاب
بی تاب
پرنده می شود گیسوانی
که شکل درهم عریانی است


منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -4, | بازديد : 139

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

عصر سیاه زمستان

**

‫دیوانه عشق را 
عصر سیاه زمستان‬‎
وقتی تمام خیابان
با اوست
به دوست می دهد!
نیمرخ به سایه ماه  دارد 
این مرد رایگان
با آسمان خالی از ستاره 
که سراسیمه می رود 
پست پرسه های مدام 


چه موهبتی دارد دل
 که در هوای دریا می تپد 
هوای دل دریا گوهر یگانه 
ماه
 در دل صدف به صف  می نشیند 
شن های ساحلی بویی
 از صف  صد فهای بسیار می گیرد 
کنار بخت نشسته بر تختش ساحل
 دل طلب آب میکند 

ماه و منظر زیبایش 
وقتی زمین روی سکونت خود چرخ می خورد 
دوباره می چرخد تا از حاشیه ماه
تمام تازگیش را میان جان جابجا کند 
ریشه در نفس ماه دارد این نگاه 

که می روید 
کنار منظر زیبا 

پشست خنده خواب آذر دارد 
خزان نفس گیر 
خیال و خاطره با هراس صبح 
 لب نگشود در حصار گم میشود 
می تکاندم دستی که رطوب زمستان دارد 
برکه های کهنه 
مثل هزار باکره 
با حکایت حیرت می چرخند از عطش    
خواب آشفته را 
خواهش عشق اگر بتکاند 
هزار خمیازه و خنده طعمه نور میشود 
و از نفس می افتد 

 

 منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -4, | بازديد : 103

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


نبض لحظه‌ها میان شاخه‌های جوان 

** 
هلاک ماه
می‌شود این نگاه
در سطح ساده‌ی اشیا
گسیو به باد می‌دهد
این ترس ناگهان
در هوای راه
وقتی آسمانِ تو را
حضور ستاره‌ها
پُر می‌کند در فضا 

**
در ادامه‌ی اعداد
سراسیمه گم می‌شود
جدول زمان
میان هفت و هفتاد و نه
چه سرزمین سپیدی 
که تن با زمزمه‌ی گیاه
در طول راه
رشد می‌کند
و نبض لحظه‌ها
میان شاخه‌های جوان 
می‌رقصد

**
بالاتر از حاشیه‌ی رود
خیال باران
روی خلوت سنگ
به خواب می‌رود
هوای حاشیه بی‌رنگ 
در پشت شیشه‌ها
گیسو به باد می‌دهد
مثل سایه
در سیاهی چشم

**
حول هوای تردید
پرسه می‌زند چشم
کنار سرگیجه‌های بی وقت
مثل شکوه گل
در کتف نیلوفران
اینک که نبض طبیعت
حادثه در چشم‌های مست
و سایه روی هزار آینه 
گسترده می‌کند
با آه دمادم
در تبادل دیدن

**
همیشه طنین ترس بود و
سرعت سیاه نور
فواره‌های جوان
گام بر می‌دارند
سمت کودکی ماه 
تا کمال افتادن را
تجربه کنند
وسط دوایر در هم

 

منصور خورشیدی
پنج شعر از مجموعه : آبی ناگهان 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -4, | بازديد : 44

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

هجرت واژه ها

*

باران از کدام سمت
گیسوان تو را خیس می کند
که تمام نسترن ها
سمت چپ نگاه تو
از هوش مي روند
*
به هیات افراشته ترین نام
در تکاپوی پرواز
پرتاب از دهان تو می شود
الفبای نخستین
روی کتیبه های بی نشان
*
هجرت واژه ها
میان گیسوان بلقیس
پراکنده می شود
وقتی ترس
در نفس های بسته می روید


منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -4, | بازديد : 101

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

مرا نگاه برهنه
بهانه بود
تا بوی بهار را
اندازه بگیرم
برای تنی
آبی‌تر از بهار
در فرصت ناگزیر
حال و هوای آخرینم
روی ضلع سیزدهم ماه
مهیا شد
تا بلندی‌های تعلیق
شکل عتیق شود

 


منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -4, | بازديد : 51

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

حیرت ناگهان 
شبیه چشم
روی سطرهای سپید وقت
ورق می‌خورد
جنب کمانه‌های رنگ
وقتی، زلالی مهتاب 
در آب می‌رقصد 
گونه، گل می‌شود
از تماشای آب

 


منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -4, | بازديد : 82

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


رهگذر کدام تباری 
که ماه شقه شقه 
پیشانی تو را ستاره می کند
با زمزمه ی آب ها و
اطلسی های مست
که در تقاطع دو فصل
بوسه روی دهان آتش می نشانی

 

منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -4, | بازديد : 46

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

هفت
با تفکر ناز 
نیاز به هفت گام 
تا رسیدن به نردبانی 
با هفت پله برای دیدن هفت آسمان
و چیدن هفتاد ستاره 
از میان سیاره‌های بی نشان 
در گریز ازجاذبه‌های مست 
وقتی تابوت تن
دهان باز می‌کند
از فراز سنگ
که نور پراکنده می‌کند
روی تابوت مردگان

 


منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -4, | بازديد : 74

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 


سیزده بادیه
از آب تا عطش
فاصله است
وادی هفتم این راه
به خانه ی کدام رسول می‌رسد
که عطر گیسوانش
مرا مست دیدن می‌کند

 

منصور خورشیدی

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -4, | بازديد : 47

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


به سیمای سنگ می ماند 
این سینه های منور
که طاقت هزار نیلوفر خسته 
جنب افق می ریزد
آن جا که نور 
طول امواج را 
میان همهمه کف می زند

 

منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -4, | بازديد : 106

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

واژه های افراشته :

**

راز آوازهای نهان 
بستر معرفت می سازد 
برای گلهای بی تکلم 

لب از معمای همین لحن 
بر شانه های برگ سبک می رقصد 
و ارتعاش عریان شاخه ها 
بی عبور باد 
روی خیال گل خانه می کند 

منصور خورشیدی 
** 
از ضلع سپید وقت 
به آسمانِ ساده ی آن سو می رسی 

وقتی فاصله های رسیدن را 
اتفاق های پیاپی 
پُر می کند 

ترس در صدایم زیبا می نشیند 
آن گاه که 
بر آستان تو ایستاده اَم 

روی واژه ها ی افراشته 
با تکه هایی از آب 
و تکه هایی از آبی 
و اندکی از بهانه های هوش 

منصور خورشیدی 
** 

به حس ریشه و 
آشوب برگ ها سوگند 
کمی پرنده و 
تصویر دست و 
اندکی پرواز 
برای من کافی ست 

منصور خورشیدی 
** 

اینک که قطره های حبات* 
در سرخی رگان تو 
پرتاب میشوند 
دل به تبسم ساده می سپاری 
جنب نیلوفرانی که با رمز آب 
از خواب بر خاسته اند 

 

منصور خورشیدی 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -4, | بازديد : 180

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

وقتی ترس در هوای مست می رقصد 
**

می‌ترسم
باران ببارد و
پنج کودک نشسته
در آستانه‌ی در گاه
هیبت هوا را
با شانه‌های شکسته
روی نقشه‌ی بی نام
امضا کنند
+
می‌ترسم
کلمات کوچک
قانون رفتن را
از رود بگیرند و
تن به تقدیر خود
بسپارند
و آسمان را
با نام کبوتران
سیاه کنند
+
می‌ترسم 
که ترس روی آینه 
هلاک شود و 
هزاران هجای کوتاه 
عطر دریا را 
در هم بریزند
رو به روی پنجره باز
+
می‌ترسم

سفر کنم وسنگ
اندوه صخره‌ها را
روی پندار پرنده
سنجاق کند
وترازنامه‌ی دشت
عظیم تر از دریا
نبض تمام هستی را
به منشور کف

بسپارد
+
می‌ترسم
هراس نخستین
زیر پوست ماه
اتفاق شود و
شانه های جوان
جسارت خنده‌های سرد را
در استخوان من
بترکانند
+
می‌ترسم
زخم حنجره
روی دهان سرخ
بریزد و
هوای گریز
در ضیافت مرگ
بسته بماند
و جهنم درد
در رگان من
هندسه‌ی ترس را
روی آینه
تکثیر کند

 

 


منصور خورشیدی

مجموعه شعر " آبی ناگهان "

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -4, | بازديد : 98

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

همزاد نفس‌ها

همزاد تو
در خیال گل
خانه می‌کند
جفت چشم‌هایی که جادو می‌شود
جنب هیاهو
هنگامه‌ای که آتش
گسترده‌تر از جوانه های حس
پاییز کودکی‌ات را

ورق می‌زند
میان آسمان سیاه

 

منصور خورشیدی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -4, | بازديد : 121

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

عریانی راه

تا سرخی نگاه
از پشت پلک‌ها
بستر تازه باز کند
برای دیدن
دستان تو آرام

با آُسمان پیوند می‌خورد
و دل در هوای کوچه
جغرافیای درد را
روی عریانی راه
می‌ریزد

 

منصور خورشیدی

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار منصور خورشیدی -4, | بازديد : 112

صفحه قبل 1 صفحه بعد